گام با گاملطفا يک افزونه تاريخ نصب کنيد.

انشا درباره عاقل نکند تکیه به دیوار شکسته - گام با گام | قدم به قدم تا موفقیت

سخن دوست :امام علی (ع) : دانش، نابود كننده نادانى است.
شرکت آچار فرانسه
آچارشاپ
خدمات اینترنتی آچار فرانسه طراحی سایت آچار فرانسه

انشا درباره عاقل نکند تکیه به دیوار شکسته

انشا درباره عاقل نکند تکیه به دیوار شکسته

انشا درباره عاقل نکند تکیه به دیوار شکسته

مقدمه:

متمایز بودن بارز ما از حیوانات، داشتن عقل و اراده و تصمیم گیری ما است برخلاف حیوانات که براساس غریزه ی خود عمل می کنند، انسان با عقل و هوش خود، تمام مشکلات را از پس راه خود کنار می زند و از کوچک تا بزرگ ترین تصمیمات را با تکیه به عقل خود می گیرد.

تنه انشا:

آدم عاقل تمام جوانب را در نظر گرفته و در مسیر پر پیچ و خم زندگی تمام موانع را یکی پس از دیگری پشت سر خواهد گذاشت. اما در این مسیر با افراد زیادی برخورد خواهد کرد و گاهی از سر نیاز به عده ایی تکیه می کند اما آدم عاقل به هر کسی در این راه تکیه خواهد کرد؟!

عده ایی از آنها همانند دیوار شکسته ایی اند که تکیه به آن تنها تو را فرو می ریزاند و از پیشرفت و ترقی باز می دارند. آدم عاقل هرگز به دیوار شکسته تکیه نخواهد کرد

زیرا دیوار شکسته خیلی زود می افتد و تو را نیز به همراه خود از عرش به فرش می رساند.اما انسان عاقل اگر نیازمند به تکیه گاهی داشت، قبل از هر کاری باید از استواری آن دیوار اطمینان حاصل کند

تا مبادا دیوار آن نیز شکسته باشد. به نظر من بهترین تکیه گاهی که هرگز ترک برنمی دارد یا نمی شکند پروردگار یزدان است.

انسان عاقل با تکیه و توکل بر پروردگار در مسیر زندگی به دیوار الهی تکیه می کند و با یاری از آن روز به روز دیوار را برای خود بلندتر خواهد کرد و آن بالا خواهد رفت تا اینگونه هم تکیه گاهش محکم تر شود و هم خود به درجات بالاتری دست یابد.

نتیجه گیری:

انسان خود باید با زیرسازی قوی، دیواری استوار از خود بسازد تا در کنار تکیه به خدا به خود تکیه کند زیرا در این هرج و مرج روزگار که هر کدام از دیوارها ترکی برداشته اند، نه اطمینانی باقی مانده است و نه امیدی که آدم عاقل به آن دیوار تکیه کند.

عاقل نکند تکیه به دیوار شکسته پایه دوازدهم

 

*************

 

مثل نویسی عاقل نکند تکیه به دیوار شکسته یعنی چه

مقدمه : انسان با ویژگی داشتن عقل و اراه از سایر موجودات متمایز می شود اما گاهی انسان ها از ویژگی داشتن عقل به خوبی استفاده نمی کنند.

بدنه : هرانسانی در طول مسیر زندگی خود با موانع بسیار زیادی مواجه می شود که باید با درایت و عقل خود این موانع را کنار بزند و از آسیب های مسیر به تکیه گاه هایی که برایش سودمند هستند ، پناه ببرد. اما گاهی انسان از لغزش های مسیر هراسان شده و تصمیمی اشتباه اتخاذ نموده و پا در مسیری غلط گذاشتهو نه تنها به تکیه گاه های امن مراجعه نمیکند بلکه به سمت کسانی یا چیزهایی می رود، که نه تنها به او یاری نمی رسانند بلکه او را در چاه هایی عمیق تر از چاله ای که در آن است می اندازنند. برای مثال تکیه بر پول ، ثروت ، دوستان نا سالم و…. عاقبتی جز سردرگمی ندارد. در واقعا تکیه کردن بر این چیزها مانند تکیه کردن بر دیوار شکسته می ماند که شاید گاهی سودمند باشد اما در اکثر مواقع دیوار روی سر انسان آوار شده و به او بسیار آسیب می رسانند. حتی اگر آسیب نرسانند بازهم تکیه گاه مناسبی نیستند.

نتیجه : در زندگی تنها تکیه گاه مناسب برای انسان خداوند متعال است که تکیه کردن بر او هرگز موجب آسیب رسیدن به انسان نخواهد شد.

مثل نویسی عاقل نکند تکیه به دیوار شکسته

مقدمه : منظور این است که انسان عاقل باید هر کار و‌عملی را براساس تعقل و تفکر انجام دهد و هیچگاه بدون فکر و اندیشه عمل نکند و به اصطلاح بی گدار به آب نزند.

بند اول : همانطور که میدانیم در میان تمام موجودات تالم هستی تنها انسان است که دارای قدرت تفکر و تعقل می باشد بدین سبب است که انسان نسبت به سایر موجودات جهان دارای برتری می باشد. حال که مه انسان ها دارای چنین مزیتی هستیم باید از آن استفاده کنیم و این نعمت خداوندی را درست به کار ببریم و در راه درست قدم برداریم.

بند دوم : برخی انسان ها از قدرت تفکر خود به شکل های ناصحیح استفاده میکنند در راه هایی که به تباهی ختم میشود قدم میگذارند و همراهان خود را از بین افرادی انتخاب میکنند که گاهی سلامت اخلاقی ندارند و به آنان تکیه میکنند و این درصورتی است که نمیدانند برباد تکیه کرده اند.

نتیجه گیری : در پایان نتیجه میگیریم که انسان عاقل و با شعور در تمام کارهایش بر اساس عقل و شعور و تجربه تصمیم میگیرد و بدون فکر و تامل هیچ کاری انجام نمیدهد به اصطلاح به دیوارشکسته تکیه نمیزند

عاقل نکند تکیه به دیوار شکسته را گسترش دهید

مقدمه : دیواری که شکسته باشد تکیه دادن به آن یعنی دیوانگی محض چرا چون تکیه کردن به دیواری که شکسته موجب می شود که خود فرد هم مثل آن دیوار فرو بریزد.

بند بدنه : انسان باید همیشه عقل خود را به کار بگیرد و همان طور که می گویند چون عقل نباشد جان انسان در عذاب است .نیز مصداق و واقعیت همین ضرب المثل است  انسانی که عقل خود را به کار می گیرد و از عقل خود پیروی می کند همیشه کاری را انجام می دهند که این باعث همیشه عقلانی ترین کار را سعی می کند انجام دهد.

تکیه بر دیوار شکسته مثل اینکه شما بخواهید به یک فردی که معتاد است اعتماد کندد و با او مثلا در یک کار شریک شوید چون شخص مریض روانی مثل دیوار شکسته ایی است کا هر لحظه امکان ریختن آن وجود دارد.فرد مریض روانی به دلیل مریضی که دارد و نمی تواند بر نفس خویش غلبه کند همیشه به دنبال دیوانگی و … می رود.
اگر شما به چنین دیواری تکیه کنید حتما که شما ضرر خواهید کرد چرا چون آن فرد مریض پس از مدتی کارها و واکنش های بدتری را از خود نشان می دهد .

نتیجه گیری : در نتیجه این ضرب المثل این شما هستید که ضرر و زیانی را به دنبال دارید.فردا یک زمانی کا دوباره بخواهید با کسی شریک کاری شوید ابتدا سابقیه کاری شما را در می آورند و از افرادی مشورت می گیرند بعد به صورت عدم پذیرش شراکت یا پذیرش آن گفتگو می کنند. پس در نتیجه عاقلانه تر این کار عاقلانه ایی نکرده بلکه ضرر کرده است.

نرگس قموشی : عاقل قبل انجام هرکاری عواقب آن کار را هم درنظر میگیرد برای مثال قبل اینکه بخواهد ب دیواری تکیه کند ابتدا از محکم و سالم بودن دیوار مطمئن شده و بعد تکیه میکند.

 

*****************

 

پاسخ مثل نویسی  آفتاب پشت ابر نمی ماند نگارش دوازدهم

مقدمه: وقتی ابرهای سیاه به یکباره همراه با باد مانند موج دریا در آسمان غوطه ور می شوند و با برخورد به یکدیگر رعد و برق به وجود می آورند، طوفان به وجود می آید و همه جا را به یکباره دگرگون می کند اما آیا این طوفان همیشگی است یا طلوعی دوباره به دنبال دارد؟

تنه انشاء: آیا دیده ایی بعد از یک روز سرد و برفی، وقتی که ابرهای سیاه همه جا را در برگرفته اند، بعد از طوفانی سهمناک و جدالی عظیم میان ابر و باد و خورشید، خورشید پیروز میدان می شود و ابرهای سیاه را کنار می زند و باز نورافشانی می کند. آن آفتاب و آن تابش نور خورشید آنچنان محصور کننده است که هرکسی را وادار می کند به اعتراف اینکه هیچ گاه، آفتاب پشت ابر نمی ماند و هرگز طوفان و ابر ماندنی نیستند و به زودی می گذرند و باز روزی آفتابی با آسمانی صاف خواهیم داشت اما این ضرب المثل مفهوم های دیگری را نیز به دنبال دارد.

اینجا آفتاب استعاره از روزهای خوب و خوش و بدون سختی است و ابر استعاره از روزهای بد و پر از سختی است. این مثل دلالت دارد بر این که دنیا پر است از فراز و نشیب های متعدد که در طول زندگی گاهی در فراز آن صعود می کنیم و گاهی دیگر در نشیب اش سقوط می کنیم! یعنی در پس هر سختی قطعا آسانی وجود دارد و روزهای خوب نتیجه روزهای بد و سخت است که پشت سر گذاشته ایم. باید با امید به دستیابی به روزهای خوب، روزهای سخت را با صبر و تحمل و با فکری باز و هوشی قوی پشت سر بگذاریم..زیرا این جایزه ی پیروزی در امتحان ماست.

نتیجه گیری: آدمی هر روزش یک آزمون است و هر لحظه اش در حال پاسخ دهی و سنجش به پروردگار بزرگ است اما این به خود ما باز می گردد که چگونه روزهای ابری خود را  پشت سر بگذاریم و با امید به روزهای آفتابی مسیر زندگی را طی کنیم. زیرا قطعا هیچ گاه آفتاب پشت ابر نمی ماند.

پاسخ مثل نویسی عاقل نکند تکیه به دیوار شکسته نگارش دوازدهم

معنی این مثل همراه خودش است.

این مثل مصداق مثلی آشنا است که ” چون عقل نباشد جان در عذاب است “.

انسان عاقل هیچوقت کاری به ضررش باشد انجام نمیدهد و همواره راه درست را در پیش میگیرد.

دیواری که شکسته است و احتمال ریز آن وجود دارد یک انسان عاقل هیچوقت در کنار آن دیوار نمیشیند.

انسان عاقل همواره به دنبال راه صحیح و درست میرود و انسان کم عقل و احمق همیشه گرفتار است.

 گسترش ضرب المثل عاقل نکند تکیه به دیوار شکسته

پاسخ مثل نویسی عالم شدن چه آسان، آدم شدن چه مشکل نگارش دوازدهم

در دوران قدیم مردی در شهری زندگی می کرد که مردم آن شهر به علم های مختلف علاقه داشتند و بسیار به مطالعه می پرداختند و در بین آن مردم بزرگان زیادی وجود داشتند اما آن مرد از شغل خود یعنی دزدی کردن به زندگی خود ادامه می داد

در یکی از روزها دزد در گوشه ای تنها نشسته بود و به فکر فرو رفت و باعث شد تا آن مرد تصمیم بگیرد برای یکبار به جلسه یکی از بزرگان آن شهر برود و این کارش باعث شد تا خیلی زود به بحث ها و کارهای علمی علاقه مند شود .

از قضا آن مرد دزد استعدادهای خوبی برای فراگیری و حتی بکارگیری علم های مختلف داشت و این استعداد فوق العاده اش موجب شد تا نام او خیلی زود در میان بزرگان آن شهر قرار بگیرد ، اما آن مرد با اینکه عالم شده بود دست از کار سابقش یعنی دزدی کردن برنداشته بود و در یکی از شب ها هنگامی که به دزدی کردن مشغول بود به دام افتاد و پس از اینکه مردم موضوع را فهمیدند گفتند “عالم شدن چه آسان آدم شدن چه مشکل ”

 

*************

 

 

نظرات و ارسال نظر


دانلود آهنگ جدید